تو ازدواج کنی، ما چه می‌شویم؟

عکاس: ماهی صفویه/ نویسنده: مریم احمدی

ـ خوابی آبجی؟

ـ نه بیدارم. تو چرا نخوابیدی؟

ـ نمی‌تونم بخوابم. این فکر و خیالا نمی‌ذارن بخوابم.

ـ تو به چی فکر می‌کنی؟

ـ هیچی ولش کن!

ـ می‌دونم به چی فکر می‌کنی. بگو!

ـ اگه جوابت به آقا مهران مثبت باشه و بخوای ازدواج کنی و بری، اونوقت من و مامان و سینا چی می‌شیم؟

ـ نمی‌دونم.

ـ کاش لااقل می‌شد یکی دو سال دیگه…

ـ یکی دو سال دیگه چی؟ صبر کنم؟

ـ نه. یعنی آره. آخه سال دیگه من می‌تونم برم سر کار و خرج خونه رو بدم.

ـ لازم نکرده فکر خرج خونه باشی تو فعلا دیپلمتو بگیر دو ساله زیرش زاییدی.

ـ خب تو اگه شوهر کنی یکی باید کار کنه دیگه. مامان که با این دیسک کمر و دست درد نمی‌تونه کار کنه. سینام که دهنش بوی شیر می‌ده  فقط من می‌مونم دیگه.

ـ ول کن ستاره مغزم داره می‌ترکه.

ـ اخرش که چی سارا. یه روز باید بری دیگه. به قول مامان نباید پاسوز ما بشی تا همین الانشم دیر شده آقا مهرانم صبرش یه حدی داره…

ـ می‌گی چکار کنم. بذارم برم پی زندگیم؟ شماها چی می‌شید؟ همینجوریش با دو شیفت کار من و بافندگی مامان تو خرجمون موندیم. حالا اگه من نباشم چی؟

ـ خدا بزرگه من هستم دیگه.

ـ وای چی می‌گی ستاره. مثلا می‌خوای چکار کنی. مثل ننه بزرگا حرف می‌زنی خدا بزرگه خدا بزرگه.

ـ کمک مامان می‌بافم. روزا مامان با دستگاه کار کنه شبا من.

ـ خب ؟! درستم که کشک! نکه بافندگی هم چهار فصله!

ـ حالا یه کاریش می‌کنیم؟

ـ چه کار مثلا؟ سینا رو می‌فرستی فال فروشی خودتم روزا دستفروشی می‌کنی شبا بافندگی. لابد مامانم از صبح تا شب می‌شینه پای دستگاهشو واسه مردم بلوز و شلوار می‌بافه. منم با خیال راحت می‌رم دنبال شوهرداری خودم. یه کاریش می‌کنیم یعنی این؟

ـ وا چته سارا. مگه چی گفتم این جوری عصبانی می‌شی؟

ـ دیگه نمی‌خواد فکر کنی بگیر بخواب فردا خواب می‌مونی دیگه حوصله ندارم بیام مدرسه التماس مدیر و معاونتو کنم.

ـ باشه. شب بخیر. داروهای مامان تموم شده.

ـ خیلی خب. می‌گیرم. شب بخیر!

مطالب مرتبط
8 دیدگاه‌ها
  1. یاسمن بلوری می‌گوید

    درود بر شما خانم احمدی عزیز. متن جالبی داشتید و بسیار متاثر شدم. قلمتان روان و سبز

  2. سمیرا می‌گوید

    مرسی مریم جان. چه خوب از پس نوشتن این گفتگو برآمده بودید. درود!

  3. سردشتی می‌گوید

    متن خوبی بود. سپاس از شما

  4. فرشته آطلی خانی می‌گوید

    مشکلات زنان سر پرست خانواده رو خیلی زیبا به تصویر کشیدید وهمینطور تقابل فقر و ایثار موفق باشید خانم احمدی

  5. شهین طالبی می‌گوید

    دخترانی که نان آور و تکیه گاه معنوی و اقتصادی خانواده هستند….چالش بین آینده خودشون و سرنوشت خانواده….عالی بود?

  6. آتوسا سادات متین رهبری می‌گوید

    عدم امنیت !!! ترس از تنهایی !!! ترس از حرف مردم بی عقل، مارک ترشیدگی بیاییم این مارک رو برداریم !فقط دختر ترشیده هست؟؟؟!!!! اگر دخترها میترشن پس پسرهای مجرد گندیده اند . خیلی بعضیها بی عقلن که همه چیزهای بد رو به دختر نسبت میدن

  7. نفیسه می‌گوید

    زن که باشی ، مجرد و متاهل فرقی نمی کنه احساس مسئولیت و مهربانیت کار دستت میده .
    موفق باشی عزیز

  8. مینا می‌گوید

    ساختار باید بتواند از زن سرپرست خانوار حمایت کند.
    ممنون که شفاف و بی پیرایه به این موضوع پرداختید.

دیدگاه‌تان را درباره این متن بنویسید

پست الکترونیک شما نمایش داده نمی‌شود