دوست داشتم زیبایی‌هایم را دیگران تایید کنند

عکاس: ماهی صفویه/ نویسنده: فاطمه محمدی

به طرز عجیبی تو سن سیزده چهارده سالگی وقتی که دوم راهنمایی بودم، با همکلاسی‌هام دعوا و بحث می‌کردم که شما اصلا متوجه نیستید سهراب سپهری چی می‌گه!

همکلاسی‌هام فقط با بهت منو نگاه می‌کردن و نمی‌فهمیدن من از خوندن و طرفداری کردن شعر سهراب چی نصیبم می‌شه!

و من می‌گفتم اوه خدای من چقدر تنهام.

و هیچ کسی نیست مرا دریابد!

چه عمیق می‌اندیشم به سطر سطر واژه‌های سهراب!

و چه دوستان خنگ و منگی دارم ….

 

فکر می‌کردم تنها باشی خیلی خاصی!

دفترم پر بود از نوشتن کلمه‌ی «تنها» به شکل‌ها و زبان‌های مختلف.

هر شعری که کلمه‌ی تنها توش بود حفظ بودم:

آدم این جا تنهاست/ و در این تنهایی/ سایه‌ی نارونی تا ابدیت جاری ست …

 

حس می‌کردم آدم‌های تنها خیلی فیلسوفن!

یه مدتی تو این فاز بودم و کلا مسیر متفاوتی داشتم.

دیوار اتاقم پر بود از شعر و پوستر و عروسک و….

مدام شعر می‌خوندم و شعر می‌نوشتم.

تنها بودم. کسی تو اون سن مثل من فکر نمی‌کرد.

روزها گذشت …

بزرگ‌تر شدم. دبیرستانی شدم. خانوم شدم. کم کم از خودم خوشم ا‌ومد.

دوست داشتم زیبایی‌هامو دیگران تایید کنند.

تنها بودم؟؟

وای اصلا دوست نداشتم تنها باشم.

زیبایی یه دختر تو تنهایی هیچ وقت رضایت بخش نیست. باید پیله می‌دریدم و پرواز می‌کردم.

باید ازم تعریف می‌شد.

یه بار دوست بغل دستی‌مو دیدم.

دوباره دوست شدیم. ازش معذرت خواهی کردم . گفتم: یادته باهات دعوا کردم سر این که نمی‌فهمی سهراب سپهری تنها بود و هیچ همسری نداشت و فوت شد چون کسی درکش نمی‌کرد؟

عذر خواهی می‌کنم. تو بغل دست من نشسته بودی و من دوست داشتم تنها باشم.

حالا منو بغل کن و بگو چقدر بزرگ و زیبا شدم!

بگو!

از من کمی تعریف کن!

من تنها که باشم فقط عذاب وجدان دارم!

فقط فکر باطل دارم.

کمی از من تعریف کن.

دیگه نمی‌خوام تنها باشم وقتی تو هستی!

می‌دونی!

من تنها کسی نیستم که دوستت دارم، ولی دوستت دارم.

مطالب مرتبط
8 دیدگاه‌ها
  1. سردشتی می‌گوید

    متن زیبایی بود. موفق باشید بانو

  2. شاهمرادی می‌گوید

    خانم محمدی زیبایی ستودنیاست چه در شعر چه در انسان ولی آنچه س

    تودنی تراست خالق زیبائیهاست.

  3. شهین طالبی می‌گوید

    تغییرات خوی و افکار نوجوان…قشنگ نوشتید و موفق باشید.

  4. یاسمن بلوری می‌گوید

    درود بر شما خانم محمدی عزیز. بسیار خوب وصف حال یک دختر نوجوان را در زمان بلوغ توصیف کردید. به لحظه های نوجوانی رفتم و دوستانی که تنهایی را دوست داشتن تصویرشون در ذهنم تداعی شد. ممنون از شما. قلمتون سبز

  5. فرشته آطلی خانی می‌گوید

    حال و هوای یه دختر تو سن بلوغ مثل هوای بهاره آفتابیه ابری میشه می باره ولی دلپذیره خیلی قشنگ نیاز به دوست ودیده شدن رو تو این دوران بیان کردید.
    موفق باشید دوست عزیز

  6. بهاره محمدی می‌گوید

    براتون آرزوی موفقیت میکنم. نیاز به شنیدن تعریف و تمجید و دیده شدن گرچه در دوران نوجوانی نمایان تر میشود اما من فکر میکنم همیشه با آدم‌هاست

  7. شکوفه صمدی می‌گوید

    دوست داشتم که فضای نوجوانی را خوب توصیف کردید. سپاسگزارم.

  8. سمیرا می‌گوید

    وای که چقدر نوجوانی شیرین بود

دیدگاه‌تان را درباره این متن بنویسید

پست الکترونیک شما نمایش داده نمی‌شود