پروتز برای همین وقت‌هاست دیگر

عکاس: ماهی صفویه/ نویسنده: زیبا زفرقندی

راستش از شما چه پنهان دچار بحران نفسگیر ۳۰ سالگی شده‌ام.

از همان بحران‌هایی که یکهو یقه‌ات را می‌گیرد و می‌بینی هیچ کدام از ابعاد زندگی‌ات به قدر کافی عریض و طویل نیست که حالت را جا بیاورد. این شد که کلی فسفر سوزاندم و به این نتیجه رسیدم که فعلا یک بعد را سرو سامان دهم تا بعد! برای قدم اول تصمیم گرفتم عاشق شوم! تعجب نکنید. خب خیلی ضایع است که آدم تا ۳۰ سالگی ول بچرخد و طعم یک عشق افلاطونی جانسوز را نچشیده باشد.

اما در همین ابتدای امر یک مشکل کوچک سر راهم سبز شد و آن هم این بود که این بنده‌ی حقیر با رسم و رسوم عاشق شدن به قدر کفایت آشنایی نداشتم.

بنابراین باید قبل از «افتادن تو دام عاشقی» تحقیقات گسترده‌ای را آغاز می‌کردم.

خب خدا رو شکر توی فهرست گوشی‌ام اسم چند تا رفیق خفن موجود بود که می‌توانستم به عنوان متخصصین عشق‌ورزی از تجربیاتشان بهره‌مند شوم. این شد که دست به کار شدم و پیامک واحدی را برای ۴ نفرشان ارسال کردم.

زیر یک دهم ثانیه، «هستی بلا» جوابم را داد: پوکیدم از خنده!!!

هنوز در شوک این پاسخ نغز بودم که پیامک «شهلا چش قشنگ» را دریافت کردم:

جیگری! بعد از غذا یه دایمتیکون بنداز بالا ردیف می‌شی!

پیامکش را که خواندم حس کردم معده‌ام تیر می‌‌کشد!

همین که خواستم از این پهلو به آن پهلو شوم، پیامک سوم هم از راه رسید: بمیر!

و خدا رو شکر که پیامک نفر چهارم هرگز به دستم نرسید. حسابی گیج شده بودم. شاید متن پیامکم چندان شفاف نبوده. تا اینجای کار که پروژه با شکست مواجه شده بود. پیامک‌هایشان را چند بار خواندم تا شاید بتوانم سفیدخوانی کنم و کنه مطلب را دریابم اما دریغ از یک کورسوی فهم که ذهن تاریکم را روشن کند.

دردسرتان ندهم. قید مشورت با دوستان را زدم و رفتم سراغ یار دیرینه ی خودم: حلال تمام مشکلات من، گوگل جان!

توی کادر سفید رنگ، سوالم را نوشتم: چگونه یک دختر جذاب باشم؟

چشمتان روز بد نبیند! چنان تصاویر و مطالب مستهجنی در پاسخ به این سوال دریافت کردم که مجبور شدم یک چشمی‌‌ برخی از آنها را مشاهده کنم. که البته تاکید می‌کنم صرفا جهت تکمیل تحقیقاتم مجبور شدم! اما باز هم راهکار قابل استفاده‌ای پیدا نکردم. این بود که تعارف را کنار گذاشتم و از در دیگری وارد شدم: تو که غریبه نیستی گوگل جان. این بنده‌ی حقیر در طول ۳۰ سال عمر با عزت (البته عزتش را زیاد مطمئن نیستم) مدام سرم توی کتاب‌های حافظ و مولانا بوده و درکم از عشق محدود به بیابانگردی‌های مجنون و تیشه زدن‌های فرهاد است. اما تا کنون نه فرهادی … .

هنوز تایپم تمام نشده بود که گوگل جان تاب نیاورد و این بیت از حافظ را چنان سوزناک فریاد زد که جگرم کباب شد:

حافظ از شوق رخ مهر فروغ تو بسوخت

کامگارا نظری کن سوی ناکامی ‌‌چند!

 

گفتم: پس درد عشق کشیده‌ای جان دل!

گفت: که مپرس!!

گفتم: پس درد مرا چاره کن!

گفت: قربون شکل نسبتا ماهت! این عشق‌های عهد بوقی که تو دنبالشی دیگه خریدار نداره.

گفتم: عشق عشق است دیگر، از ازل تاابد! آسمانی است! عاشق، تاب فراق ندارد. . .

گفت:بسه آبجی! غارنشین‌ها از تو آپدیت تر بودن! دوره‌ی این عشقا گذشته. الان دخترای همه جا عملی و پسرای ابرو برداشته‌ی ناناز رو بورسن!

گیج و منگ نگاهش کردم و گفتم: یعنی. . . . یعنی نسل امثال من و رومئو و ژولیت منقرض شده؟ پس من چه کنم!

گوگل جان دلسوزانه سرش را جلوترآورد و دقیق‌تر نگاهم کرد: خب غصه خوردن نداره. درد بی درمون که نیست. خودم راهت می‌ندازم.

گفتم: می‌گویی چه کنم؟

بی مقدمه گفت: از دماغت شروع کن! دکتر خوب هم سراغ دارم. ابروهات هم اگه اینجوری بشه خوب می‌شه. به اضافه‌ی موهات که باید ببینم رنگ سال چه رنگیه. آرایشگر خوب هم تو دست و بالم هست. ۶ ماه دیگه می‌شی عروسک!

متحیر گفتم: عروسک؟! این که دیگر من نیستم!

گوگل ترش کرد و گفت: راهکار خواستی، گفتم. نمی‌خوای به سلامت!

آینه را برداشتم و زل زدم به خودم. خدای من! ۳۰ سال با این چهره‌ی درب و داغان سر کرده بودم! چه فضاحتی!

فریاد زدم قبول گوگل جان! آدرس‌ها را بده.

گفت: ای به روی چشم! فقط. .

ـ فقط چه؟

ـ هیکلت …

ـ چه ایرادی دارد؟

ـ ایراد که چه عرض کنم! لطفی نداره! نگران نباشی‌ها! پروتز واسه همین وقت‌هاست دیگه. به سیل عشاق فکر کن!

مغزم داشت منفجر می‌شد.

چقدر کار نکرده دارم و چقدر زمان تنگ است. باید همین حالا دست به کار شوم. اما همین که می‌‌آیم لپ تاپ را خاموش کنم گوگل جان کلام آخر را می‌فرماید:

عشقمممممممممم! حق مشاوره‌ی ما چه می‌شود؟

مطالب مرتبط
44 دیدگاه‌ها
  1. الناز خطیبی می‌گوید

    زیبا جان واقعیت جامعه رو خیلی خوب با طنز بیان کردی، متاسفانه تو جامعه امروز معیار اصلی اکثریت ظاهر و قیافه است حتی تو قشر تحصیلکرده، موفق باشی دوست خوبم

    1. زیبا زفرقندی می‌گوید

      مرسی الناز جانم
      موافقم باهات و البته متاسف…

  2. سردشتی می‌گوید

    متن دلنشینی بود . مانند خودتان زیبا. موفق باشید دوست من

    1. زیبا زفرقندی می‌گوید

      عزیز دلین شما
      ممنون که وقت گذاشتین

  3. یاسمن بلوری می‌گوید

    درود بر شما زیبا جان. بسیار دلنشین و زیبا نوشتید و خواندید. بسی لذت بردم??

    1. زیبا زفرقندی می‌گوید

      مرسی یاسمن جانم
      مرسی مهربان بانو

  4. شاهمرادی می‌گوید

    سلام زیبا جان خودت زیبایی ولی طنزت به دل نشست درد جامعه امروز را بیان کردی موفق باشی
    شاهمرادی

    1. زیبا زفرقندی می‌گوید

      خانم شاهمرادی نازنین
      ممنون از توجهتون
      به امید روزی که دیدمون از زیبایی عمیق تر بشه

  5. ناشناس می‌گوید

    متن زیبا و تاثیرگذاری بود.
    بسیار لذت بردم.
    سپاسگزارم.

    1. زیبا زفرقندی می‌گوید

      ممنون از محبتت دوست عزیزم

  6. ناشناس می‌گوید

    سلام زیبا جونی عالی بود و قشنگ با صدای قشنگت فقط صدای اهنگ خیلی زیاد بود صدات گم شده بود.ولی در هر صورت لذت بخش بود فاطیما

    1. زیبا زفرقندی می‌گوید

      سلام فاطیما جان
      مرسی نازنین
      مرسی که وقت گذاشتی

  7. شکوفه صمدی می‌گوید

    زیبا جان
    خیلی کیف کردم. هم از متن و طنز آن. هم از رویکرد محققانه‌تان! خوب هم خواندید. موسیقی هم عالیه!

    1. زیبا زفرقندی می‌گوید

      شکوفه ی عزیز و دوست داشتنی
      سپاس از این همه مهر

  8. سمیرا می‌گوید

    خیلی ممنونم زیبا جان. خیلی خوب بود. اوضاع جداً پیچیده شده است. طنز شما هم خوب این آشفتگی را نشان داد.

    1. زیبا زفرقندی می‌گوید

      سمیرای نازنین ممنونم از توجهت
      بله کلا اوضاع پیچیده ایه به ویژه برای ما مجردها?

  9. ناشناس می‌گوید

    درودبرزیبای مهرآیین
    روزگارت پرامیدجانم،قلمت همچون صدایت دلنشین است جانم ❤

    1. زیبا زفرقندی می‌گوید

      درود بر شما دوست نازنین
      یک دنیا ممنون از مهربانیت بانو

  10. زهرا می‌گوید

    سلام . متن خوبی بود . عزیزم با توجه به تحصیلات خوبی که داری میتونم بهت بگم که آدمی که خیلی حافظ و سعدی می خونه هیچ وقت نمیاد از گوگل بپرسه : عشق چیه ؟ و آرزو می کنه اصلا عاشق نشه و به دوست داشتن اکتفا کنه چون به قول حافظ
    ایا یا ایهاالساقی ادرکاسا و ناولها
    که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
    یا
    در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
    شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

    و مشکلات عشق و همینطور مجنون شدن و ماندن کار هر بنی بشری نیست.
    برای همین تیپ شخصیتی قصه ات دختری است کم سن و سال که اهل کتاب نیست . چول اهل قلم خیلی ساده هستند. همینطور دختر سی ساله میدونه که اغلب آدمها برای دیده شدن و مطرح شدن سراغ عملهای زیبایی می روند نه برای عاشق شدن .
    خلاصه ، اگه تیپ شخصیتی ات رو عوض می کردی طنزت خیلی باورپذیر می شد.
    ممنون برای اشتراک گذاری طنزخوبت زیبا جان

    1. زیبا زفرقندی می‌گوید

      زهرای عزیز یک دنیا ممنون بابت توجهت
      رویکرد متن طنزه نازنین

  11. آتوسا سادات متین رهبری می‌گوید

    جالب نوشته بودید طنز تلخی بود که با آهنگ شاد و بامزه ای لبخند رو یهو بر لبانم نشاند و گوگلی که مشاور زیبایی و همه چیزدان خانه ها شده ،بسیار جالب بود،تنها اشکالش این بود که صدا کیفیت خوبی نداشت .

    1. زیبا زفرقندی می‌گوید

      درود بر آتوسای عزیز
      خیلی ممنونم از توجهت
      در رابطه با صدا هم عذر بنده رو بپذیرید

  12. سمیه خسروی می‌گوید

    زیباجون عالی بودمعناومفهوم عشق عوض شده چون دلاپاک نیست ظواهروزرق وبرق زندگی شده طرزفکرهمه

    1. زیبا زفرقندی می‌گوید

      سمیه ی مهربانم
      ای کاش تغییر کنه این دیدگاه ویرانگر
      ممنونم از حضور دلگرم کننده ات

  13. فرشته خانی می‌گوید

    متن خیلی جالبی بود.خیلی خوبه که جوانها همونطوری که از نظر معنوی رشد می کنند به ظاهر خودشون هم برسن ولی در حد تعادل.وظاهر ادما بعد از یه مدت عادی می شه.سیرت زیبا مهمه.

  14. زیبا زفرقندی می‌گوید

    فرشته بانو ممنونم که وقت گذاشتید و خواندید
    درود بر شما و نگرش زیباتون

  15. بهاره محمدی می‌گوید

    متن شیرینی بود. موفق باشید

    1. ناشناس می‌گوید

      ممنونم بهاره ی عزیز

  16. نفیسه ولدی می‌گوید

    در قالب طنزی شیرین ، واقعیت تلخ ظاهر پرستی جامعه و پسند عوام را به تصویر کشیدید. متفاوت و نوآورانه بود .
    موفق باشی خانم

    1. زیبا زفرقندی می‌گوید

      یک دنیا ممنون نفیسه جانم

  17. شهلا اسدی تهرانی می‌گوید

    زیبا جان سلام مرا یاد دوران دبیرستانم انداختی که مرتب طنز می نوشتم از هر چه که در جامعه مسئله ی روز بود و در زنگ های انشاء می خواندم یا در روزنامه ی دیواری ولی بعد از ازدواجم اون روحیه طنز باسختی ها به یک باره از مخیله ام بیرون پرید و غمبرک زدن اومد جا شو گرفت اما تو ادامه بده طنز نویس کم داریم در جامعه و طرفدارانش هم خیلی زیادند دست مریزاد عالی بود به نکته های مبتلا به جامعه پرداختی با طنز ملایم ممنون

    1. زیبا زفرقندی می‌گوید

      ای جانم سلام شهلای عزیز
      امیدوارم شما هم دست به قلم بشید دوباره و طنز بنویسید
      ممنونم بابت دلگرمیت حتما تلاشمو میکنم

  18. ناشناس می‌گوید

    سلام
    نوشته های زیبا و پرمغز!

    1. زیبا زفرقندی می‌گوید

      سلام دوست عزیز
      خیلی ممنونم از محبتت

  19. F,M می‌گوید

    زیباااااعاااالی بود طنزش عاااالی بود ولی نهایتش احساس تاسف وافسوس داشتم امیدوارم پیشرفت چشمگیرتو ببینم امیدوارم جامعمون(دوستای عزیز پروتزیمون که هیچ نیازی به امثال این کارا ندارن) با این طنزا فقط نخنده یه فکری به حال خودش کنه

    1. زیبا زفرقندی می‌گوید

      فدات شم عزیزم.ممنونم که هستی و میخونی و دلگرمم میکنی?

  20. ساره می‌گوید

    خانم زفرقندی عزیز
    فضای کار شما، منِ خواننده را با يك اثر دلنشين مواجه كرد. طنزتان كاملا بر دل نشست. با يك اثر پخته و در عين حال پرداخته به يك مسئله ي مهم اجتماعي، حالمان را خوب كرديد.
    پرتوان تر ادامه دهيد…

    1. زیبا زفرقندی می‌گوید

      ساره جان خیلی ممنونم از توجهت و خوشحالم که متن و دوست داشتی.

  21. شهین طالبی می‌گوید

    لذت بردم، خیلی جالب بود.
    موفق باشید.

  22. فرشته خانی می‌گوید

    سلام زیبا جان این بار با صدای زیبات گوش کردم
    عالی بود واقعا لذت بردم .
    موفق باشی عزیزم

  23. ناشناس می‌گوید

    زیبای نازنین قلمتون و صداتون عالیه
    درست میگید که مفاهیمی مثل عشق افلاطونی ممکنه دراین روزگار مهجور مونده باشه اما آرزو میکنم قلب همه امون سرشار از عشق باشه
    و به قول شاملو چهره آبی عشق رو پیدا کنیم
    قیمتون برقرار

  24. فرشته خانی می‌گوید

    سلام زیبا جان متن رو اینبار با صدای زیبات با دخترم گوش دادیم عالی بود .ناشناس بالا ترانه دختر منه .

    موفق باشی عزیزم
    قلمت برقرار

  25. دورودیان می‌گوید

    زیبای عزیزم ممنون!!

    قابل توجه بود،هم نثرخوبت،هم طنزمتن،هم طرح گفتگو ،هم پارادوکس عشق و عمل زیبایی.
    موفق باشی عزیزم

  26. الهه میرمحمدی می‌گوید

    زیبا جان خیلی خوب نوشتید، امیدوارم عشقتان را بزودی پیدا کنید

دیدگاه‌تان را درباره این متن بنویسید

پست الکترونیک شما نمایش داده نمی‌شود