وقتی بچه بودی خیلی مشتاق ازدواج بودی، چی شد پس؟

عکاس: ماهی صفویه/ نویسنده: فهیمه سردشتی

متن زیر درباره تردید در ازدواج است:

هشت سال بیشتر نداشتم و قرار بود بعد از ظهر چند نفری برای مراسم بله برون خواهرم بیان خونه‌ی ما.

مامانم بنده‌ی خدا، خونه رو برق انداخته بود و بابای خدابیامرزم هم کلی میوه و شیرینی خریده بود. مهمون‌ها یکی یکی از پیر و جوون از راه رسیدن و خلاصه بعد از کلی گپ و گفت راجع به مهریه و جهیزیه و از این جور چیزها، بله رو از خانواده‌ی ما گرفتن. بابا بلند شد و ظرف شیرینی رو دستش گرفت و شروع کرد به تعارف کردن. از همون بالای مجلس جلوی هر کس شیرینی گرفت به بابام گفت: ایشالا عروسی پسرت، ایشالا عروسی پسرت.

جونم براتون بگه، منم که تا حالا همچین مراسمی ‌ندیده بودم، کنجکاو، داشتم گوش می‌کردم. تا ظرف شیرینی به من برسه صدبار شنیدم عروسی پسرت، عروسی پسرت. انگار بابای من فقط یه پسر داره و بچه دیگه‌ای نداره. بابا که شیرینی بهم تعارف کرد یه دونه برداشتم و با صدای بلند گفتم: ایشالا عروسی خودم!

همه خندیدن و با صدای بلند گفتن ایشالا.

الآن بیست سال از اون ماجرا می‌گذره و البته من هنوز ازدواج نکرده‌م. گاهی وقت‌ها اقوام سر به سر من می‌ذارن و می‌گن: تو وقتی بچه بودی خیلی مشتاق ازدواج بودی، چی شد پس؟

من فقط در جوابشون خنده‌ای تحویل می‌دم، ولی خودم خوب می‌دونم که از وقتی خواهرم به خانه‌ی بخت رفته دیگه اجازه نداره بدون همسرش جایی بره.

می‌دونم که خواهرم دیگه مثل قبل از ازدواجش شاداب نیست و خنده‌های بلند سر نمی‌ده.

می‌دونم که حتی به خاطر این که شوهرش راضی نبود، مدرسه رو هم رها کرد.

خیلی خوب می‌دونم که همسر خواهرم قول‌های زیادی داده بود اما به هیچ کدوم عمل نکرد.

امشب قراره که به خواستگاری من بیان. خواستگارم گفته که مشکلی با ادامه تحصیلم نداره، گفته که راضیه همچنان به شغل معلمی ‌ادامه بدم، گفته که …

اما من موندم که واقعا باید چه پاسخی بدم؟

مطالب مرتبط
21 دیدگاه‌ها
  1. شاهمرادی می‌گوید

    خیلی قشنگ بود .متاسفانه نتایج بد زندگی دیگران روی بقیه اثر منفی میذاره گرچه همه اخلاقا با هم یکی نیست.قلمتان مانا. شاهمرادی

  2. شکوفه صمدی می‌گوید

    خیلی خوب نوشتید!

  3. آتوسا سادات متین رهبری می‌گوید

    به نظرم آقایون نباید تا این حد دستشون برای زور گویی باز باشه اگر وعده ای میدهند باید به صورت رسمی ثبت کنند اینجا نمیشه به حرف کسانی اعتماد کرد که به گذشتن خر از پل اعتقاد دارند و به نظرم زندگی مشترک دخالت در سرنوشت و علایق نیست

  4. فرشته خانی می‌گوید

    متا سفانه باید قبول کرد که هر چه حساب شده عمل کنی باز هم قبل از ازدواج نمی شه آدما رو شناخت در کلیات هم اگر مشکلی نداشته باشی و جزییات رو بخوای ندیده بگیری یه موقع می بینی همون جزییات خیلی مهم بوده

    تمام جالبی بود موفق باشی فهیمه جان

  5. یاسمن بلوری می‌گوید

    درود بر شما خانم سردشتی عزیز. براستی که چقدر سخته نتیجه ی زندگی نزدیکترین عزیزانمون رو برای خودمون هم پیش بینی کنیم! این مشکل احتمالا از اونجایی نتیجه میگیره که مدام خواهر بزرگتر از زندگیش بناله و اثرات منفی رو بر زندگی مابقی خانواده هم بذاره. کاش یاد بگیریم اندکی محرم زندگی خودمون باشیم تا در تصمیم گیری بقیه ی اعضای خانواده نقش منفی ایجاد نکنیم.
    ممنون از متن خوب و روانتون

  6. شهین طالبی می‌گوید

    خانم سردشتی عزیز، متن خوبی نوشتید. بله در ازدواج خوبه که همه موارد آگاهانه و خیلی سنجیده بررسی و مطرح بشه و اصلا رودربایستی و تعارف جایز نیست. در این طور مواقع (زندگی خواهر راوی) لازمه خانواده دخترشون رو حمایت و همراهی کنند. اعتقاد دارم “یک پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایانه”* آرزوی موفقیت بیشتر برای شما دارم.

    *دیالوگ فیلم “در باره ی الی

  7. بهار می‌گوید

    متن خاص و قشنگی بود و پیام آور ، براتون آرزوی موفقیت روز افزون دارم

  8. زینب می‌گوید

    سلام عزیزم.خیلی نوشتتون عالی وآموزنده بود.

  9. پری ناز می‌گوید

    موفق باشید

  10. سمیرا می‌گوید

    سلام خانم سردشتی عزیز ?سپاس از متن خوبتان. گاهی باور این اتفاقات سخت است ولی واقعیتی است که در زندگی خیلی ها وجود دارد.

  11. سردشتی می‌گوید

    سپاسگزارم از لطف همه عزیزان. لطف کردید

  12. الناز خطیبی می‌گوید

    متن جالبی بود ، زندگی نزدیکان ،زندگی بقیه اعضا رو هم تحت الشعاع قرار میده

  13. زیبا زفرقندی می‌گوید

    این متن و بدین اطرافیان من بخونن و هی نگن چرا ازدواج نمیکنی!?درد مشترک!
    درود بر خانم سردشتی نازنین

  14. kh.sh می‌گوید

    همه ی این مسائل ریشه در تربیت و آموزش غلط خانوم ها داره ایکاش به حای تربیت دختر کدبانو یا دختر خانه دار و یا ….. دختری تربیت کنیم که خودش رو دوست داشته باشه و فکر نکنه که وجودی وابسته به مرد داره
    ذهن که درست باشه رفتار رو میسازه و رفتار سالم تاثیر گذار روی رفتار اطرافیانه
    مامان خوبم مثل همیشه عالی نوشتی و مثل همیشه باعث افتخار من هستی

  15. دینا کاویانی می‌گوید

    کاش شرایط طوری بود که خیلی کارها و خواسته‌های‌مان منوط به اجازه‌ی دیگری نبود.

  16. فرناز می‌گوید

    چقدر خوب یکی از مشکلات دختران مجرد رو مطرح کردید. موفق باشید

  17. اذین خودی می‌گوید

    سلام و درود بر شما، خیلی جالبه که یکی از نوشته های من هم در رابطه با موضوع «چرا ازدواج نمی کنم»، تقریبا همین ماجراست که اتفاقا شیوع زیادی هم تو جامعه داره یعنی رفتار نادرست یکی از نزدیکان با همسرش و دلزده شدن دختران مجرد خانواده از ازدواج. امیدوارم قوانینی برای حمایت از حقوق زنان تدوین و اجرایی شود تا ازدواج به صورت معضلی برای زنان درنیاید.
    نویسا باشید و سپاس

  18. لیلا می‌گوید

    خانم سردشتی عزیز متن خوبی بود .فکر می کنم خیلی درسته که آدم وقتی زندگیه نزدیکهاش وببینه تردید هم داشته باشه

  19. مهین ساعدی می‌گوید

    درود بر شما و تشکر از نثر روانی که به اشتراک گذاشتید.
    به نظرم هر دختر و پسری با انتخاب درست و شناخت کافی نسبت به زندگی مشترک، انجام مشاوره های قبل از ازدواج، بالا بردن سطح آگاهی، رفت و آمد با خانواده همسر آینده قبل از اینکه محرم شوند؛ می‌تواند به شناخت نسبی درباره طرف مقابل برسند و احتمال بروز تلخی‌ها و ناکامی‌های زندگی مشترک را برای خود به حداقل برسانند.
    با امید آگاهی هر چه بیشتر دختران و پسران جوان!

  20. سردشتی می‌گوید

    سپاس و تشکر از همه دوستان گرامی

  21. شهلا اسدی تهرانی می‌گوید

    مثل همیشه دلنشین بود و پیامی داشت بانو سردشتی عزیز
    موفق باشید

دیدگاه‌تان را درباره این متن بنویسید

پست الکترونیک شما نمایش داده نمی‌شود