وقتی پرستار، بچه را به من داد سرم سوت کشید!

عکاس: ماهی صفویه/ نویسنده: سیّده ‌زهرا میرعبدالی

در این متن یک داستان پرماجرا از تولد بچه را می‌خوانید :

چشم‌های درشتش از اشک لبریز بود!

از چشم‌هایش می‌خواندم که گرسنه است؛ در آغوشش گرفتم و سینه‌ام را در دهانش گذاشتم؛ آرام شد؛ لبخند زیبایی روی لب‌های کوچکش نقش بست و با ولع شروع به خوردن کرد! به صورت زیبایش خیره شدم و روزهای شیرین گذشته برایم تداعی شد…

روزی که خبر بارداری‌ام را به همسرم دادم، بهترین روز زندگی‌مان بود؛ سر از پا نمی‌شناخت و خوشحالی‌اش را با خنده‌های بلند بروز می‌داد!

نُه ماهِ تمام چون پروانه دورِ من می‌گشت تا سعید آسیبی نبیند و من دردی را متحمل نشوم! چه روزهایی که با لگدهای کوچکش به وجد می‌آمدیم و با ضربان قلبش خدا را شکر می‌کردیم…

یکی از روزهای سرد پاییز، دردی طاقت‌فرسا در تمام بدنم پیچید و توان نفس کشیدن را از من گرفت! پسر کوچکم می‌آمد تا پا در این دنیا بگذارد و با آمدنش شادی و امید را در دل‌مان ابدی کند…

چشمانم را که باز کردم، کمی درد داشتم و روی تخت دراز کشیده بودم! همسرم که بالای سرم ایستاده بود، لبخندی شیرین به صورتم پاشید و بعد زد زیرِ خنده، از آن خنده‌های بلند که همیشه دلم را می‌لرزاند! ناخودآگاه خنده‌ام گرفت و پرسیدم: «چی شده؟! چرا می‌خندی؟!»

گفت: «اگه بدونی سرِ گل پسرت چه مکافاتی کشیدم!»

بعد شروع کرد به تعریف.

هرچه بیشتر تعریف می‌کرد، تعجب من بیشتر می‌شد …

همسرم می‌گفت: وقتی پرستار بچه رو بهم داد سرم سوت کشید! مگه می‌شد؟!

با عصبانیت به پرستار گفتم خانم بچه‌ی ما پسر بود؛ این کارها یعنی چی؟!

پرستار که از عصبانیت من ترسیده بود گفت آقا لطفا صداتونو بیارید پایین! امروز فقط دوتا زایمان داشتیم، یه دختر، یه پسر،

حتما بچه‌ها جابه‌جا شدن!

رفتم پیش اون خونواده و دیدم سعید رو روی سرشون گرفتن و از خوشحالی دارن همه ‌جا شیرینی پخش می‌کنن! گفتم اون آقاپسر که دارید حلواحلواش می‌کنید بچه‌ی منه؛ مال شما دختره!

اولش باور نمی‌کردن؛

اما پرستار قانع‌شون کرد که اشتباه شده و بچه مال اون‌ها نیست…

همسرم آنقدر شیرین تعریف می‌کرد که دردم را فراموش کرده بودم و همراه او می‌خندیدم…

سال‌ها گذشته است؛ اما هنوز هم یادآوری آن خاطره برای من و تعریف اولین ماجراجویی سعید برای او، لبخند را بر لب‌های‌مان می‌نشانَد!

 

 

وقتی پرستار بچه را به من داد سرم سوت کشید!
گوینده: فاطمه همدانی
موزیک پادکست: موسیقی متن فیلم تکه‌ای آبی، ساخته جری گلدسمیت

 

 

 

 

 

به موسیقی پادکست این متن، قطعه‌ای از  جری گلدسمیت گوش کنید:

موسیقی متن فیلم تکه‌ای آبی

 

اگر متن بالا را پسندیده‌اید، متن زیر را  نیز به شما پیشنهاد می‌کنیم. این متن هم بیان خاطرات یک مادر از دوران بارداری است:

حالا که با همیم، خوش باشیم

مطالب مرتبط
13 دیدگاه‌ها
  1. یاسمن بلوری می‌گوید

    عجب ماجرای جالبی. اگه بجای دو تا زایمان اون روز چند تا زایمان اتفاق می افتاد چی میشد!؟??
    قلمتان سبز

    1. میرعبدالی می‌گوید

      سپاسگزارم بانو

  2. فرشته خانی می‌گوید

    چقدر وحشتناک فکر کنین اگه جنسیت بچه رو نمی دونستن چی می شد.
    و چقدر از این اشتباهها تا حالا شده خدا می دونه

    1. ناشناس می‌گوید

      واقعا بهش فکر میکنی وحشتناکه امیدارم برای هیچکس پیش نیاد دیگه

  3. ناشناس می‌گوید

    سلام داستان جالی بود زهرا جان

  4. آتوسا سادات متین رهبری می‌گوید

    سلام داستان جالی بود زهرا جان

  5. زهرادورودیان می‌گوید

    عزیزم چه شیرین!اولین شوالیه‌بازی برای پسر.مطمئن به جان پسر هم می‌نشیند.

  6. شاهمرادی می‌گوید

    ولععا اگه چند تا زایمان در آن بیمارستان اتفاق می افتاد چی میشد
    در ضمن دلم برای لحظه های نا پایدار شادی اون خونواده هم سوخت.
    همیشه سایتون رو سر بچه ها تون باشه

  7. زیبا زفرقندی می‌گوید

    شیفته ی حواس جمع پرستارا و دکترا هستم که دو زایمان و نمیتونن کنترل کنن!!
    قلمت سبز عزیزم

  8. سمیرا می‌گوید

    بامزه بود. 🙂
    قلمتان سبز

  9. ناشناس می‌گوید

    چقد بد فک کن بچه ها جابجا می شدن بعد از سالها میفهمیدن فرزند خودشون نیست به خانمهاشون شک میکردن

  10. شهین طالبی می‌گوید

    اشتباه پرستار و بیمارستان به هیچ وجه جالب نیست. جمله ی: اون آقا پسری که دارید حلوا حلواش می کنید بچه منه، مال شما دختره…. در این متن به دنیا آمدن پسر باعث خوشحالی و افتخار است. البته ممکن است بعضی ها این تفکر رو داشته باشند ولی به عنوان نویسنده چنین تفکری رو به عنوان خاطره جالب تعریف کردن، خیلی خوب نیست.
    خانم میرعبدالی موفق باشید.

  11. فریبا میرعبدالی می‌گوید

    بسیار عالی عزیزم پسر ودخترهیچ فرقی نداره هردوش برای پدرو مادر عزیزداستان جالبی بود

دیدگاه‌تان را درباره این متن بنویسید

پست الکترونیک شما نمایش داده نمی‌شود