چهار نمونه مخفی کاری زنانه درخصوص حساب‌سازی و لاغری

عکاس: ماهی صفویه / نویسنده : مریم عاطفی

روایت‌هایی از مخفی کاری در زندگی مشترک :

سرایدار (خانم) یک آموزشگاه این طور برایم تعریف می‌کرد: هر روز همسرم مبلغی را به عنوان خرجی خانه به من می‌دهد و

من مقداریش را یواشکی کنار می‌گذارم.

شب که همسرم به خانه می‌آید بعد از شام حساب و کتاب می‌کند و من آن مبلغ یواشکی را روی مبلغ خریدهایم می‌کشم. با این حساب‌سازی مبلغ قابل توجهی هم پس‌انداز کرده‌ام.

با خودم‌ گفتم پس تکلیف صداقت و روراستی و این حرف‌ها چه می‌شود که ندای درونم گفت: فضول را بردند جهنم گفت هیزمش تر است.

و من حرف روی حرف ندای درونم نیاوردم و ساکت شدم.

خانم سرایدار ادامه داد: این پول برای روز مباداست. برای این که اگر یک روز شوهرم کار نداشت دست و بالمان خالی نباشد.

همین چند وقت پیش هم با یکی از دوستانم به آزمایشگاه رفتیم.

هزینه آزمایشگاه ۸۰ هزار تومان شد؛

اما او گفت به همسرش می‌گوید ۱۲۰ هزار تومان. باز هم با خودم گفتم پس تکلیف صداقت و روراستی و این حرف‌ها چه می‌شود.

باز ندای درونم گفت «صلاح مملکت خویش خسروان دانند»

و من باز حرف روی حرف ندای درونم نیاوردم و ساکت شدم. مدتی بعد این دوستمان خانه‌شان را بازسازی کردند و من متوجه شدم از ۲۰ میلیونی که صرف بازسازی شده ۸ میلیونش را دوستم با پس‌اندازهای مدل آن روز آزمایشگاهش داده!

حالا سری به اقوام می‌زنم.

همین عید پارسال بود و دید و بازدیدها‌.

رفته بودیم یکی از بستگان را ببینیم که با یکی از عجایب هفت‌گانه که حالا هشت‌گانه شده بود روبرو شدیم.

دهانم شبیه درهای پارکینگ یهو باز شد.

با کلی زحمت دهانم را جمع وجور کردم و گفتم وای چقدر خوب شدی؟ چی کار کردی؟ ایشان هم با خونسردی و تواضع کامل گفتند: هیچی والا. فقط کم‌خوری و پیاده‌روی!

در این جا شروع کردم به کنکاش و تحقیق و آمار به دست آمده حاکی از این بود که این بنده خدا این اواخر سه چهار تا جراحی زیبایی ناقابل داشته که اسم‌هایشان مرا یاد سریال قدیمی ‌لیانگ شانپو می‌اندازد (لیپولیز و ابدومینو و…).

و این جور، اجی مجی لاترجی‌وار خوش‌اندام شده.

در همین راستا همین چند وقت پیش برای تجدید روحیه به سونا رفتم. آن جا همه با هم حرف می‌زدیم و از رژیم‌های کاهش وزن دکتر فلانی و بهمان داروی جدید لاغری می‌گفتیم که سکوت و نگاه پر حسرت خانمی‌ که کمی‌ چاق بود توجهم را بدجور جلب کرد.

لبخندی زدم. او هم جوابم را با لبخند داد.

قشنگ معلوم بود تا سر صحبت را باز نکنم حرف نمی‌زند. من هم از همان نقطه ضعف زنانه استفاده کردم و پرسیدم شما هیکلتون ماشالا خوبه‌ها!

یکهو چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت: آره خودم هیکلمو دوست دارم.

به زور شوهرم این‌جام.

ناگهان همه‌ی پچ پچ‌های زنانه تبدیل به سکوت شد. آن خانم ساکت، وقتی این همه هیجان ما را برای شنیدن حرف‌هایش دید ‌ادامه داد: من واقعا دوست ندارم این‌جا باشم اما همسرم هر روز صبح منو از خواب بیدار می‌کنه و قبل از رفتن به سرکارش اینجا پیاده‌م می‌کنه تا لاغر بشم!

بعد یک‌باره چشم‌هایش برق زد و لبخند پیروزمندانه‌ای زد و گفت: اما من هم در عوض از این‌جا که می‌رم نیم کیلو شیرینی خامه‌ای می‌خرم و توی خانه با یک فنجان چای از خجالت خودم و همسرم در می‌آم!

آن خانم ادامه داد: تمام دوران مجردی از لاغری مفرط رنج می‌بردم و همیشه کلماتی همچون لاغر مردنی و نی قلیون دنبال اسمم بود. حالا که ازدواج کردم و یه پره گوشت آورده‌م،

خیلی خوشحالم اما شوهرم …

 

و این داستان‌ها تا همیشه ادامه خواهد داشت.

 

 

متن زیر نیز داستانی از مخفی کاری در زندگی مشترک است:

کاری رو که دلم می‌خواد یواشکی می‌کنم

مطالب مرتبط
16 دیدگاه‌ها
  1. شکوفه صمدی می‌گوید

    جالب بود! تو کارگاهم ازش استفاده می‌کنم. ممنون

    1. مریم عاطفی می‌گوید

      ممنون خانم صمدی از توجه اتون دوستم ❤

  2. یاسمن بلوری می‌گوید

    واقعا اطرافمان پر از این مخفی کاریهایی هست که بنظرم اول به خود شخص و بعد به نزدیکانش آسیب میزنه… نگاه موشکافانه ی جالبی داشتید

    1. مریم عاطفی می‌گوید

      متشکرم خانم بلوری جان .روزمره گی های پر از نکته ماست?

  3. فهیمه سردشتی می‌گوید

    عجایب هشتگانه رو خوب اومدی رفیق. موفق تر باشید.

    1. مریم عاطفی می‌گوید

      خانم سردشتی عزیز ???

  4. فاطمه محمدی می‌گوید

    خوشمان امد جالب بود اون خانومه تو سونا رو خیلی دوست دارم

  5. فرشته خانی می‌گوید

    بعضی پنهانکاریا رو میشه ندیده گرفت ومیشه گفت خوب هم هست مثل پس انداز یواشکی برای روز مبادا .ولی شیرینی خوردن بعد از ورزش از لج شوهر خیلی بچه گانه اس واقعا بجای یه همچین کاری نمی شه ایستاد و گفت من از هیکل خودم راضیم .
    امیدوارم همه ما بجایی برسیم که در هر شرایطی بهترین راه حل رو انتخاب کنیم

    خیلی جا لب بود موفق باشید

  6. مریم عاطفی می‌گوید

    ممنونم از دوستان خوبم که وقت گذاشتید و این مطلب را خواندید .???

  7. سمیرا می‌گوید

    چه جالب نوشته بودید. واقعیتی است که زور و اجبار، معمولا به ریا و دروغ می انجامد.
    قلمتان مانا

  8. شاهمرادی می‌گوید

    بعضی از مردا همون اول که ازدواج میکنن اختیار پول رو به دست زن میدن یعنی راضی هستند که زن هر جور میخواد از پولش استفاده کنه وزن هم در راههای دلخواه پول رو خرج میکنه این رو نمیشه بهش گفت که زن صداقت نداره ومعمولا در خانواده های سنتی ای مسئله بیشتر دیده مبشه

  9. ادب می‌گوید

    به نظرمن این داستان را باید از دید روانشناسانه نگاه کرد چرا باید به بعضی ها دروغ گفت یا چرا بعضی دوست دارند دروغ بگویند وانتظار دارند طرف مقابل هم باور کنه خانم عاطفی از زاویه خوب وموشکافانه ای نوشته موفق باشید ⚘⚘⚘

  10. دورودیان می‌گوید

    سلام
    علت پنهان‌کاری زن‌ومرد،درواقع خودشان هستند.درطول زمان باعث عصبیت فرد می‌شود.

  11. شهین طالبی می‌گوید

    جالب نوشتید، امان از پنهان کاری و دروغ……موفق باشید.

  12. نفیسه ولدی می‌گوید

    متنتون عالی بود . چرا واقعا یک زن نباید از اونی که هست راضی باشه و باید خودش رو با استانداردهای احمقانه ای که دنیای مصرف گرایی تعریف کرده؛ تطبیق بده .
    پرداختن به این موضوعات کمک می کنه تا زنان بیشتری از این مد و مد بازی ها رها بشن.

  13. بهاره محمدی می‌گوید

    جالب و خنده دار بود، یعنی اگه مردها بدونن پس انداز میکنیم ناراحت میشن؟! عجیبه بنظرم متن زیبایی بود موفق باشید دوست عزیز

دیدگاه‌تان را درباره این متن بنویسید

پست الکترونیک شما نمایش داده نمی‌شود